میدونم هر چی باشه تو آخرش مال منی
میمونی کنار من ازم تو دل نمیکنی
خیلی دوست دارم بهم،بگی منو دوسم داری
یکی از همین روزا به من بگی مال منی
می بینی...هیچکی این جوری که عاشق نمیشه...
می بینی...ناز چشماتو دیگه نمیکشه
حالا می بینی...
برو هرجا که می خوای تموم دنیارو بگرد...
دیگه مثل من که پیدا نمیشه
یه دفعه اومدی و شدی تموم زندگیم...
شدی بهترین من...تنها دلیل عاشقیم
بیا که دلم فقط...با دل تو پر میکشه...
قلب من بدون تو...نمیتونه...نمیکشه...
من تو چشمات میخونم...تو هم حواست به منه...
دیگه هر کاری کنم...دلم واسه تو میزنه...
حالا می بینی...
خیلی دوست دارم یه روز با تو هم خونه باشم
اگه پیشم نباشی بی تو دیوونه میشم
اگه از پیشم بری اگه عشقمو نخای
نیاد او نروزی که تو دیگه پیشه من نیای
اره میمیرم برایه تو اگه تنهام بذاری
اگه دستاتو نخای تویه دستام بذاری
اگه بری بی وفا بشی یا ازم جدا بشی
اگه جز من با یکی دیگه اشنا بشی
خیلی بی قرارو خستم به هیچکسی دل نبستم
تا روزی که زنده هستم پایه عشق تو نشستم
اخه تو قشنگترینی تو مهربون ترینی
واسه این دله شکستم تو پناه اخرینی
خیلی واسه تو میمیرم خیلی خابتو میبینم
اگه تو ازم جدا شی مرگو تو چشام میبینم
تو چشایه من نگاه کن اسم منو هی صدا کن
خیلی تو برام عزیزی واسه دلم دعا کن
مارو از خودت بدون با ما اینجور تا نکن
عشق دوست داشتنیتو رویه کسی جز من وا نکن
منو پشتت جا نذار همه هستیم ماله تو
خودتو تو یه دله کسی دیگه جز من جانکن
همه دنیای من نگاه مریم می شینم یه عمری چشم به راه مریم
منو می رسونه تا شبای رویا چهره قشنگ و مثل ماه مریم
دلم آروم نداره ,بی قراره گریه هر شبم بی اختیاره
گل مریم همه ی دارو ندارم غیر مریم کسی رو دوست ندارم
نگاه کن تو چشام مریم ,عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من می شی, من تو رو می خوام مریم
آروزمه که بیاد مال خودم شه تو نگاهش نشونی از عاشقی باشه
دوست دارم دستاشو تو دستم بگیرم وقتی که چشماشو می بنده بمیرم
دوست دارم زندگیمو براش بذارم آسمونمو براش هدیه بیارم
می شینم هر شب و هر شب سر راهش
تا چشام بیفته تو چشم سیاهش
نگاه کن تو چشام مریم ,عزیز رویاهام مریم
پس کی مال من میشی من تو رو می خوام مریم
ای غریبی که ز جد و پدر خیش جدایی خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی
هر شب دعا میکردم تو رو تنها ببینم
بگم که آرزومه تو باشی همنشینم
ولی یه شب که دیدم با دیگری نشستی
گفتم تو هم خدایا دل منو شکستی
منم تو رو میخواستم و چیزی نگفتم
دلم میخواست که اول از تو میشنفتم
ولی سوکت راه منو تو رو جدا کرد
غرور بیجا عشق و هم فدای ما کرد
هر دو رفتیم خونه ساختیم از عشق هم دل کندیم
تو دست ما حلقه زرد دیگه افسوس پای بندیم
حالا همدیگرو دیدیم که خیلی دیره
از کار سرنوشت آدم خندش میگیره
تو یاد ما خاطره ها زنده میمونه
شاید که قسمت همینه خدا می دونه
فرزند علی نور خدایی دارد چون سیرتش عطر مصطفایی دارد
هر چند خدا نیست ولی بر گردن ما حق خدایی دارد
آبی تراز آنیم که بیرنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
ما آمده بودیم تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
ما را بکُش و مُثله کن و خوب بسوزان لایق که نبودیم در این جنگ بمیریم
یک جرات پیدا شدن و شعر چکیدن بس بود که با آن غزل آهنگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است بد خاطره ای نیست اگر لنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواسته دل تنگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم
هرگز نکنم شکوه و ناله نه گلایه الحق که در این دایره خونرنگ بمیریم
شهید محمد عبدی








![]()